|
ღミ★ミღ Weblog Love ღミ★ミღ | ||
[ پنجشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1391 ] [ 0:30 ] [ آرمین ]
سلام بـــهــونــه ی قــشنگ مـــن بــرای زنــدگی
آره بـــازم منم همون بهـــــونـــه ی هــمیـــشگی
فدای مـــهربــونــیــات چه می کنی با سرنــوشت
دلــم برات تنگ شده بود این نامه رو واست نوشت
[ یکشنبه هفدهم اردیبهشت 1391 ] [ 1:21 ] [ آرمین ]
قوی ترین آدم جهان اونی نیست که دویست و پنجاه کیلو رو
یه ضرب بزنه، قوی ترین آدم جهان زنیه که با وجود نامردی ها،
مزاحمت های اطرافیان ،زورگویی و ترس .......
هنوز تو این جامعه درس می خونه،
رانندگی می کنه،
کار می کنه،
عاشق میشه،
اعتماد می کنه،
مادر میشه و به بچش یاد میده انسان باشه !!!
[ جمعه پانزدهم اردیبهشت 1391 ] [ 19:50 ] [ آرمین ]
تن تو ظهر تابستون و به یادم میآره من نمازم تو رو هر روز دیدنه تو بزرگی مث اون لحظه که بارون میزنه من نمازم تو رو هر روز دیدنه نو مث وسوسه ی شکار یک شاپرکی من نمازم تو رو هر روز دیدنه تو قشنگی مث شکل هایی که ابر می سازن من نمازم تو رو هر روز دیدنه ******************************************************* دلم از خیلی روزا با کسی نیست تو دلم فریاد و فریادرسی نیست شدم اون هرزه گیاهی که گلاش پرپر دستای خار و خسی نیست دیگه دل با کسی نیست دیگه فریادرسی نیست آسمون ابری شده دیگه خارو خسی نیست بارون از ابرا سبک تر می پره هر کسی سر به سوی خودش داره مثه لاک پشت تو خودم قایم شدم دیگه هیچکس دلمو نمی بره دیگه دل با کسی نیست دیگه فریادرسی نیست آسمون ابری شده دیگه خارو خسی نیست ماهی از پاشوره بیرون افتاده شاپرک ها پراشون زخمی شده نکنه تو گله ی بره هامون گذر گرگ بیابون افتاده دیگه دل با کسی نیست دیگه فریادرسی نیست آسمون ابری شده دیگه خارو خسی نیست *******************************************************************************
[ جمعه هشتم اردیبهشت 1391 ] [ 2:3 ] [ آرمین ]
باران می بارد ؛ به حرمت کداممان نمی دانم ! من همین قدر می دانم ، باران صدای پای اجابت است و خداوند با هـمه ی جــبــروتـــــش دارد ناز می خرد
نــــــــــیـــــــاز کن ... [ شنبه بیست و ششم فروردین 1391 ] [ 1:24 ] [ آرمین ]
ای کاش می شد فهمید در دل آسمان چه می گذرد در حضور واژه های بی نفس صدای تیک تیک ساعت را گوش کن شاید مرهم درد ثانیه ها را پیدا کنی نمی دانم چرا امشب واژه هایم خیس شده اند [ سه شنبه بیست و دوم فروردین 1391 ] [ 2:12 ] [ آرمین ]
امشب در دلم آشوب است !؟!؟!؟؟! این آشوب از کجاست ؟ در دل آشوب من جای یکنفرخالیست !!! کجایی که ببینی این دل تورومیخواهد برای رسیدن به تو آشوب می کند .....
[ شنبه نوزدهم فروردین 1391 ] [ 1:37 ] [ آرمین ]
لباس هایم که تنگ می شد می بخشیدم به این و آن ولــــــــــــــی دل تنگم را ، حالا چه کسی می خواهد!؟!؟ [ جمعه یازدهم فروردین 1391 ] [ 12:33 ] [ آرمین ]
یاد سهراب بخیر آن که تا لحظه ی خاموشی گفت : تو مرا یاد کنی یا نکنی من به یادت هستم ..... [ چهارشنبه هفدهم اسفند 1390 ] [ 20:39 ] [ آرمین ]
|
||
| [ طراحی : ایران اسکین ] [ Weblog Themes By : iran skin ] | ||